محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4904

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود . چنان كه بشر بن سلم گويد وقتى ابراهيم مىخواست به مقابلهء ابو جعفر رود ، نميله و طهوى و جمعى از سرداران وى از مردم بصره به نزدش رفتند و گفتند : « خدايت قرين صلاح بدارد ، بر بصره و اهواز و فارس و واسط غلبه يافته اى ، به جاى خويش بمان و سپاهها بفرست كه اگر يك سپاه تو هزيمت شود به سپاهى ديگر كمكشان دهى و اگر يك سردار تو هزيمت شود سردارى ديگر را به كمك او فرستى ، از حضور تو بيم كنند و دشمن از تو بترسد ، خراج بگيرى و جاى خويش را استوار كنى ، آنگاه در كار خويش بينديشى . » گويد : اما كوفيان گفتند : « خدايت قرين صلاح بدارد در كوفه مردانى هستند كه اگر ترا ببينند پيش روى تو جان مىدهند و اگر ترا نبينند به سببهاى مختلف به جاى مانند و پيش تو نيايند » و همچنان اصرار كردند تا حركت كرد . عبد الله بن جعفر مدينى گويد : با ابراهيم سوى باخمرى روان شديم ، وقتى اردو زديم يكى از شبها پيش ما آمد و گفت : « برويم و در اردوگاه دور بزنيم . » گويد : صداى طنبورها و آوازها را شنيد و بازگشت . پس از آن شب ديگرى پيش ما آمد و گفت : « برويم » و من با وى برفتم كه نظير آن را شنيد و بازگشت و گفت : « از سپاهى كه اين چيزها در آن هست اميد ظفر ندارم . » عثمان بن مسلم صفار گويد : وقتى ابراهيم اردو زد كسانى از همسايگان ما بمزدورى با وى بودند به اردوگاه وى رفتم و تخمين زدم كه كمتر از ده هزار كس با وى هستند . اما داود بن جعفر بن سليمان گويد : در ديوان ابراهيم يكصد هزار كس از مردم بصره به شمار آمد . چنان كه در روايت ابراهيم بن موسى آمده ابو جعفر ، عيسى بن موسى را با